یک روز و یک هفته چه فرصت اندکی است برای قدردانی از قلب مهربانت مادر

مادر،چشمه سار عشقی پاک و زلال،با قلبی سرشار از محبتی عمیق ،گهواره را به آرامی تکان می دهد تا فرزند خردسالش در این تکاپوی پر هیاهو در آرامشی حقیقی فرو رود.لحظه ای نگاهش را از گهواره بر نمی دارد تا نگاه نوازشگرش همراه آن لالایی جادویی و سحر آمیز وجود کودک را به آرامشی وصف نا پذیر پیوند زند.اوست که بی هیچ انتظاری دردها و غم ها را به جان می خرد تا مبادا فرزندش در تب و تاب قد کشیدن ها و بزرگتر شدن ها واهمه ای به دل راه دهد.....

شاید بارها و بارها برای این موجود پاک و مهربان گفته ایم و نوشته ایم و شاید این چنین خواسته ایم به او بگوییم که خوب می دانیم در هیچ جای دنیا عشقی از جنس عشق پاک او نخواهیم یافت،اما همه خوب می دانیم آنچه خداوند متعال در روح لطیف و با عظمت مادران به ودیعه گذاشته است به هیچ زبانی قابل سپاسگزاری و تقدی نخواهد بود.خداوند در قلب با صفای مادران عشقی صمیمانه نهده است تا با آن انسان خاکی رنگی از محبتی الهی را ببیند و لذت ببرد.

هر سال در سالروز تولد بانوی دو عالم،مهربانترین مادران دنیا،فاطمه(س)،به پاسداشت حرمت و قداست این عشق و قلب های پر از مهر ،برای مادرانمان هدیه ای تهیه می کنیم تا فقط و فقط اندکی از آنهمه سخاوت را ارج نهاده باشیم.

روز مادر رو به تمام مادران گل و عزیز ایران زمین تبریک می گم و امیدوارم همیشه به یاد این قلب مهربون باشیم و بوسه ای پر مهر بر دستان پر سخاوت مادرانمون بزنیم.

انّا اَعطیناکَ الکوثر....

دوستان عزیزم ولادت با سعادت بزرگ بانوی اطهر،دخت نبی مکرم اسلام و همسر مولای مومنان علی (ع) را صمیمانه به شما تبریک می گویم.در این پست می خوام برگزیده و البته گوشه ای از سخنان فاطمه زهرا(س) را برای شما قرار بدم تا در این روز عزیز
از چشمه سار پر برکت کلام ایشان ذره ای بهره مند گردیم.
خطبه حضرت زهرا (س) در جمع زنان مهاجر و انصار
خطبتها عليهاالسلام في مرضها لنساء المهاجرين والانصار قال سويد بن غفلة: لمّا مرضت فاطمة عليهاالسلام المرضة الّتي توفّيت فيها، دخلت عليها نساء المهاجرين و الانصار يعدنها، فقلن لها: كيف أصبحت من علّتك يا ابنة رسول‏اللَّه؟ فحمدت اللَّه و صلّت على أبيها، ثم قالت: خطبه آن حضرت در بيماريش براى زنان مهاجرين و انصار
سويد بن غفله گويد: هنگامى كه حضرت فاطمه عليهاالسلام بيمار شد، به همان بيمارى كه در اثر آن از دنيا رفت، زنان مهاجرين و انصار به عيادت ايشان آمده و گفتند: اى دختر پيامبر خدا با اين بيمارى حالت چطور است؟ آن حضرت حمد و سپاس الهى را گفته و برپدرش درود فرستاد و فرمود: اَصْبَحْتُ وَاللَّهِ عائِفَةً لِدُنْيا كُنَّ، قالِيَةً لِرِجالِكُنَّ، لَفَظْتُهُمْ بَعْدَ اَنْ عَجَمْتُهُمْ، وَ سَئِمْتُهُمْ بَعْدَ اَنْ سَبَرْتُهُمْ، فَقُبْحاً لِفُلُولِ الْحَدِّ وَ اللَّعْبِ بَعْدَ الْجِدِّ، وَ قَرْعِ الصَّفاةِ وَ صَدْعِ الْقَناةِ، وَ خَطَلِ الْاراءِ وَ زَلَلِ الْاَهْواءِ، وَ بِئْسَ ما قَدَّمَتْ لَهُمْ اَنْفُسُهُمْ اَنْ سَخِطَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ، وَ فِي الْعَذابِ هُمْ خالِدُونَ، لا جَرَمَ لَقَدْ قَلَّدَتْهُمْ رِبْقَتُها وَ حَمَّلَتْهُمْ اَوْقَتُها، وَ شَنَّنَتْ عَلَيْهِمْ عارَتُها، فَجِدْعاً وَ عَقْراً وَ بُعْداً لِلْقَوْمِ الظَّالِمينَ. وَ يْحَهُمْ اَنَّى زَحْزِحُوها عَنْ رَواسِي الرِّسالَةِ وَ قَواعِدِ النُّبُوَّةِ وَ الدِّلالَةِ، وَ مَهْبِطِ الرُّوحِ الْاَمينِ وَ الطِّبّينِ بِاُمُورِالدُّنْيا وَ الدّينِ، اَلا ذلِكَ هُوَ الْخُسْرانُ الْمُبينُ، وَ مَا الَّذى نَقِمُوا مِنْ اَبِي‏الْحَسَنِ عَلَيْهِ‏السَّلامُ، نَقِمُوا وَاللَّهِ مِنْهُ نَكيرَ سَيْفِهِ، وَ قِلَّةَ مُبالاتِهِ لِحَتْفِهِ، وَ شِدَّةَ وَ طْأَتِهِ، وَ نَكالَ وَقْعَتِهِ، وَ تَنَمُّرَهُ في ذاتِ اللَّهِ. وَ تَا للَّهِ لَوْ مالُوا عَنِ الْمَحَجَّةِ اللاَّئِحَةِ، وَ زالُوا عَنْ قَبُولِ الْحُجَّةِ الْواضِحَةِ لَرَدَّهُمْ اِلَيْها وَ حَمَلَهُمْ عَلَيْها،وَ لَسارَ بِهِمْ سَيْراً سُجُحاً، لايَكْلَمُ خُشاشُهُ، وَ لا يَكِلُّ سائِرُهُ، وَ لا يَمِلُّ راكِبُهُ، وَ لَاَوْرَدَهُمْ مَنْهَلاً نَميراً صافِياً رَوِيّاً، تَطْفَحُ ضِفَّتاهُ وَ لا يَتَرَنَّقُ جانِباهُ، وَ لَاَ صْدَرَهُمْ بِطاناً وَ نَصَحَ لَهُمْ سِرّاً وَ اِعْلاناً.
بخدا سوگند صبح كردم در حالى كه نسبت به دنياى شما بى‏ميل و نسبت به مردان شما ناراحتم، آنان را از دهان خويش بدور افكنده، و بعد از شناخت حالشان به آنان بغض ورزيدم، پس چه زشت است كندى شمشيرها و سستى بعد از تلاش و سر بر سنگ خارا زدن، و شكاف نيزه‏ها وفساد آراء و انحراف انگيزه‏ها، و چه زشت است ذخيره‏هائى كه پيش فرستادند، و خداوند بر آنان خشم گرفته و در عذاب جاودانه خواهند بود، بدون شك مسئوليت اين عمل بعهده ايشان بود و سنگينى آن بدوششان است، و ننگ و عارش دامنگيرشان مى‏گردد، پس اين شتر بينى‏بريده و زخم‏خورده باشد، و گروه ستمكاران از رحمت الهى بدورند. واى بر آنان، چگونه خلافت را از مواضع ثابت و بنيانهاى نبوت و ارشاد، و محل هبوط جبرئيل، و آگاهان به امور دين و دنيا دور ساختند، آگاه باشيد كه اين زيان بزرگى است، و چه عيبى از على عليه‏السلام گرفتند، بخدا سوگند عيب او شمشير براّنش، و بى‏اعتنائى به مرگ، و شدّت برخوردش، و عقوبت دردناكش، و اينكه غضبش در راه رضاى الهى بود. بخدا سوگند اگر از راه روشن بدور رفته، و از پذيرش طريق مستقيم كناره مى‏گرفتند، آنان را بسوى آن آورده و بر آن وامى‏داشت، و به سهولت براهشان مى‏برد، و اين شتر را سالم به مقصد مى‏رساند، كه راهبرش را دچار زحمت نكند و سواره‏اش را ملول نگرداند، و آنان را به محل آب خوردنى مى‏رساند، كه آبش صاف و فراوان بوده و از آن لبريز باشد و هرگز كدر نگردد، و ايشان را از آنجا سيراب بيرون مى‏آورد، و در پنهان و آشكار برايشان ناصح بود. وَ لَمْ يَكُنْ يَتَحَلَّى مِنَ الدُّنْيا بِطائِلٍ، وَ لا يَحْظي مِنْها بِنائِلٍ، غَيْرَ رَىِّ النَّاهِلِ وَ شَبْعَةِ الْكافِلِ، وَ لَبانَ لَهُمُ الزَّاهِدُ مِنَ الرَّاغِبِ وَ الصَّادِقُ مِنَ الْكاذِبِ. وَ لَوْ اَنَّ اَهْلَ الْقُرى امَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَيْهِمْ بَرَكات ٍ مِنَ السَّماءِ وَ الْاَرْضِ وَ لكِنْ كَذَّبُوا فَاَخَذْناهُمْ بِما كانُوا يَكْسِبُونَ، وَ الَّذينَ ظَلَمُوا مِنْ هؤُلاءِ سَيُصيبُهُمْ سَيِّئاتُ ما كَسَبُوا وَ ما هُمْ بِمُعْجِزينَ. اَلا هَلُمَّ فَاسْمَعْ، وَ ما عِشْتَ اَراكَ الدَّهْرَ عَجَباً، وَ اِنْ تَعْجَبْ فَعَجَبٌ قَوْلُهُمْ، لَيْتَ شِعْرى اِلى اَىِّ سِنادٍ اسْتَنَدوُا، وَ اِلى اَىِّ عِمادٍ اِعْتَمَدُوا، وَ بِاَيَّةِ عُرْوَةٍ تَمَسَّكُوا، وَ عَلي اَيَّةِ ذُرِّيَّةٍ اَقْدَمُوا وَاحْتَنَكُوا؟ لَبِئْسَ الْمَوْلى وَ لَبِئْسَ الْعَشيرُ، وَبِئْسَ لِلظَّالِمينَ بَدَلاً. اِسْتَبْدَلوُا وَاللَّهِ الذَّنابي بِالْقَوادِمِ، وَالْعَجُزَ بِالْكاهِلِ، فَرَغْماً لِمُعاطِسِ قَوْمٍ يَحْسَبُونَ اَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعاً، اَلا اِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَ لكِنْ لا يَشْعُرُونَ، وَيْحَهُمْ اَفَمَنْ يَهْدى اِلى الْحَقِّ اَحَقُّ اَنْ يُتَّبَعَ اَمَّنْ لاَيهِدّى اِلاَّ اَنْ يُهْدى، فَما لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ.
اگر او در محل خلافت مى‏نشست هرگز ثروت دنيوى براى خود قرار نمى‏داد، و از آن بهره فراوانى برنمى‏داشت، جز به اندازه فرونشاندن تشنگى و رفع گرسنگى، و به ايشان مى‏شناساند تا بين زاهد و دنياپرست، و راستگو و دروغگو تشخيص دهند. و اگر ملّتها ايمان آورده و تقوى پيشه كنند بركات آسمان و زمين را بر آنان فرومى‏ريختيم، ولكن آيات الهى را تكذيب كردند و از اينرو آنان را در برابر آنچه انجام دادند گرفتار ساختيم، و كسانى كه از اين گروه ستم نمودند نتايج زشتى كارشان بزودى دامنگيرشان شده و هرگز بر ما غالب و پيروز نخواهند شد. آگاه باش، بيا و بشنو، هرچه زندگى كنى روزگار عجائبى را بتو نشان خواهد داد، و اگر تعجب كنى، گفتار اينان تعجب‏آور است، اى كاش مى‏دانستم كه به چه پناهگاهى پناهنده شده، و به كدام ستونى تكيه داده، و بر كدام فرزندانى تجاوز نموده و استيلا جسته‏اند؟ چه بد رهبر و دوستى را انتخاب كرده‏اند، و براى ستمكاران بد بدلى است. بخدا سوگند، بجاى پرهاى بزرگ، روى بال دم را انتخاب، و بجاى پشت، دم را برگزيدند، ذليل گردد قومى كه مى‏پندارد با اين اعمال كار خوبى انجام داده است، بدانيد كه اينان فاسدند اما نمى‏دانند، واى بر اينان، آيا كسى كه هدايت يافته سزاوار پيروى است، يا كسى كه هدايت نيافته و نيازمند هدايت است، واى بر شما چگونه حكم مى‏كنيد.
اَما لَعَمْرى لَقَدْ لَقَحَتْ، فَنَظِرَةٌ رَيْثَما تُنْتِجُ ثُمَّ احْتَلِبُوا مِلْاَ الْقَعْبِ دَماً عَبيطاً وَ ذِعافاً مُبيداً، هُنالِكَ يَخْسَرُ الْمُبْطِلُونَ وَ يَعْرِفُ التَّالُونَ غِبَّ ما اَسَّسَّ الْاَوَّلُونَ، ثُمَّ طيبُوا عَنْ دُنْياكُمْ اَنْفُساً وَاطْمَئِنُّوا لِلْفِتْنَةِ جاشاً، وَ اَبْشِرُوا بِسَيْفٍ صَارمٍ وَ سَطْوَةٍ مَعْتَدٍ غاشِمٍ، وَ بِهَرَجٍ شامِلٍ، وَ اسْتِبْدادٍ مِنَ الظَّالِمينَ، يَدَعُ فَيْئَكُمْ زَهيداً، وَ جَمْعَكُمْ حَصيداً، فَيا حَسْرَتا لَكُمْ، وَ اَنَّى بِكُمْ وَ قَدْ عُمِّيَتْ عَلَيْكُمْ، اَنُلْزِمُكُمُوها وَ اَنْتُمْ لَها كارِهُونَ. قال سويد بن غفلة: فأعادت النساء قولها عليهاالسلام على رجالهنّ، فجاء اليها قوم من المهاجرين و الانصار معتذرين، و قالوا: يا سيدة النساء لو كان أبوالحسن ذكر لنا هذا الامر قبل أن يبرم العهد و يحكم العقد لما عدلنا عنه الى غيره. فقالت عليهاالسلام: اِلَيْكُمْ عَنّى، فَلا عُذْرَ بَعْدَ تَعْذيرِكُمْ، وَ لا اَمْرَ بَعْدَ تَقْصيرِكُمْ.
بجان خودم سوگند، نطفه اين فساد بسته شد، در انتظار باشيد تا اين مرض فساد در پيكر جامعه منتشر شود، آنگاه از پستان شير خون تازه و زهرى هلاك‏كننده بدوشيد، در اينجاست كه رهپيمايان راه باطل زيانكار شده، و آيندگان عاقبت اعمال گذشتگان را مى‏يابند، آنگاه جانتان با دنيايتان، و قلبتان با فتنه‏ها آرام مى‏گيرد، و بشارت باد شما را به شمشيرهاى كشيده و حمله متجاوز ستمكار، و به هرج و مرج عمومى و استبداد زورگويان، كه حقوقتان را اندك داده و اجتماع شما را بوسيله شمشيرهايش درو خواهد كرد، پس حسرت بر شما باد كه كارتان به كجا مى‏رسد، آيا من مى‏توانم شما را به كارى وادارم كه از آن روى گردانيد. سويد بن غفله گويد: زنان سخنان آن حضرت را براى شوهرانشان بازگو كردند، گروهى از مهاجرين و انصار براى عذرخواهى نزد ايشان آمده و گفتند: اى سرور زنان، اگر حضرت على عليه‏السلام اين مطالب را قبل از بيعت با ابوبكر برايمان مى‏گفت كسى را بر او ترجيح نمى‏داديم. آن حضرت فرمود: از نزدم دور شويد، بعد از ارتكاب گناه و سهل‏انگارى، عذرخواهى براى شما مفهومى ندارد.
برگرفته از:مرکز جهانی اطلاع رسانی آل البیت

بیا به کتاب وحی نگاهی نو بیاندازیم...

صدای «اقرا باسم ربک الذی خلق...»به گوش محمد می رسد و قلب محمد امین پر می شود از هراس؛محمد می داند که توان خواندن ندارد و خداوند تبارک و تعالی از او می خواهد که آیات حق را بر زبان جاری سازد.
و محمد می خواند به قدرت حق آیات حق را. چه عاشقانه لرزش قلبش را حس می کند و خدا را در می یابد در آن احساس پر معنا...
و امروز پس از گذشت چندین قرن از آن روز،بشریت عطش عشق دارد و مراد،جهان از ظلم و آتش پر شده و آنچه بسیاری از آن غافلند کلام الله است.راهنمای ما که می تواند انسان مدرن را از این منجلاب بیهودگی ها برهاند و او را به ابدیتی یکتا پیوند زند.
چه ثروتهایی که جز اندوه بر مالکانش هیچ نیاورده و چه دل هایی که از شدت کذب و دروغ دیگر چون سنگ،سخت گشته.بر سر انسان چه آمده؟
هزاران هزار متفکر و متخصص در سرتاسر جهان در جستجوی یافتن راهی برای نجات بشریت ،همه راهی آزموده اند جز اینکه پیام کائنات و طبیعت را در یابند.راه حل این زندگی را در فرمولهای پیچیده و غریب می جویند و نمی یابند.آنها در تاریکی به دنبال نوری هستند که هرگز در ظلمت تارشان نخواهند یافت.تکیه بر چه کرده اند و چگونه نمی اندیشند که خالق اینهمه زیبایی و عظمت ،خود، راه را نشانمان داده است؟؟؟
هنوز هم صدای کلام حق در گوش ها شنیده می شود و عشق الهی است که قلب ها را از زلال معنا لبریز می کند.
امروز سری به کتابخونه ی خونه یا محیط کارت بزن و برگی از آیات الهی را بر زبان و قلبت جاری ساز؛نور در چند قدمی است ،چشم هایت را به این زیبایی و عشق بگشا.

بررسی مصادیق تسبیح خداوند در قرآن

تسبیح
خداوند از آنچه می گویند برتر و منزه تر است.(1)
نک شنو از سرِّ او فی حبّک /معنی تسبیح بحمد ربّکسبّح/ یعنی از صفات غیر او/ کن منزه ذات او را مو به مو(2)
تسبیح در لغت
تسبیح به معنای حرکت سریع در آب یا هواست و به تعبیر دیگری،نام مهره های به رشته کشیده ای است که به هنگام ذکر در دست می گیرند.(3)«تسبیح»در فرهنگ قرآن مجید به معنای تنزیه و برداشتن حق تعالی از عیوب است.تنزیه الحق عن نقائص الامکان و الحدوث؛منزه داشتن حق جل وعلا باشد از نقایص امکان و نشانه های حدوث؛همچنان که تقدیس نیز به همین معناست.(4)
تسبیح در قرآن
در قرآن کریم،92 مورد مشتقات ریشه ی سبح به کار رفته که به 4 صورت مصدر ،فعل ماضی،فعل مضارع و فعل امر استعمال شده است.استعمال تسبیح در ساختمان سه گانه فعل بیانگر این است که تسبیح موجودات به زمان خاصی،اختصاص ندارد.2 نظریه اساسی درباره تسبیح موجودات وجود دارد :
الف) تسبیح موجودات ذی روح و ذی شعور ،حقیقی است،ولی تسبیح موجودات دیگر مجازی است و این موجودات آیتی بر وجود خداوند هستند و قرآن کریم از این موجودات به تسبیح تعبیر کرده است.
ب) موجودات علاوه بر اینکه آیت و نشانه ی حق تعالی هستند،همگی به صورت حقیقی مسبّح خواوند جلّ و علا می باشند و هر کدام با زبان مخصوص خود و متناسب با بهره ای که از وجود دارند به تنزیه ی خداوند مشغولند.قرآن کریم نظریه ی اخیر را تایید می کند و ما هم به بیان برخی از نمونه های آن می پردازیم :

1.تسبیح همه ی موجودات
«سَبَّحَ لِلّهِ ما فی السّمواتِ وَ الاَرضِ و هوَ العَزیزُالحَکیم»(5)هر چه در زمین و آسمانهاست ،همه به ستایش یکتا خدایی که مقتدر و حکیم است،مشغولند.آیه ی شریفه دلالت می کند بر تسبیح تمام موجودات، حتی نباتات و جمادات ،و تخصیص آن به ذوی العقول از احتجاب عقول ارباب عقول است.(6)
2.تسبیح رعد
«وَ یُسَبِّحُ الرَّعدُ بِحَمدِهِ وَ المَلائِکَهُ مِن خِیفَتهِ»(7)رعد و برق و همه ی قوای عالم غیب و شهود،همه از بیمِ قهر خدا به تسبیح و ستایش او مشغولند.رعد ،صدای پر طنین جهان طبیعت که ضرب المثل در عظمت صوت است،از آنجا که توام با پدیده ی برق است و هر دو در خدمت یک هدفند و خدمات با ارزش و حساب شده ای دارند،عملاً تسبیح گوی خداوندند و به تعبیر دیگر رعد زبان گویای برق است که حکایت از نظام آفرینش و عظمت خالق می کنند.(8)
3. تسبیح جبال با حضرت داوود
«وَ سَخَّرنا مَعَ داوُدَ الجِبالَ یُسَبِّحنَ وَ الطَّیرَ»(9)و کوهها و مرغان را به آهنگ تسبیح و نغمه ی داوود مسخّر او گرداندیم و این معجزات را ما پدید آوردیم.
4.تسبیح ملائکه
«وَ ترَیَ المَلائِکهَ حافِّینَ مِن حولِ العَرشِ یُسَبِّحونَ بِحمدِ ربِّهِم»(10)و ای رسول!در آن روز فرشتگان رحمت را مشاهده می کنی که گرداگرد عرش با عظمت خدا در آمده و به تسبیح و ستایش خداوند مشغولند.
5. وجوب تسبیح برای انسان
«لِتُومِنوُا بِاللهِ وَ رَسُولِهِ وَ تُعَزِّرُوهُ و تُوقِّروهُ و تُسَبُّحوهُ بُکرةً وَ اَصیلاً»(11)تو خود با صالحان امّت به خدا ایمان آورده و دین او را یاری کنید و به تعظیم و جلالش،صبح و شام تسبیح گویید.

پی نوشت ها:
1. اسراء ،43
2. تفسیر قرآن،صفی علیشاه،تفسیر سوره طه،آیه 130،ص 462
3. فرهنگ فارسی عمید،حسن عمید،ص 394
4. قاموس قرآن،علی اکبر قرشی،ج 3،ص 212
5. حدید،آیه 1
6. چهل حدیث امام خمینی(ره)،ص 655
7. رعد،آیه 13
8. تفسیر نمونه،ناصر مکارم شیرازی،ص 157
9. انبیاء،آیه 79
10. زمر،آیه 75
11. فتح،آیه 9
Template Designed by Douglas Bowman - Updated to New Blogger by: Blogger Team
Modified for 3-Column Layout by Hoctro
All rights reserved to : فکر نو