عیب جویی در کلام رسول خدا صلى الله عليه وآله


«يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِيراً مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَلا تَجَسَّسُوا وَلا يَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضاً أَيُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَنْ يَأْكُلَ لَحْمَ أَخِيهِ مَيْتاً فَكَرِهْتُمُوهُ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَحِيمٌ» .
«اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! از بسيارى از گمانها بپرهيزيد؛ زيرا پاره‏اى از گمانها گناه است. و جاسوسى نكنيد و از يكديگر غيبت مكنيد، آيا كسى از شما دوست دارد كه گوشت برادر مرده خود را بخورد؟ پس آن را ناخوش مى‏داريد. از خدا بترسيد. همانا خداوند توبه پذير و مهربان است».


رسولُ اللَّهِ صلى الله عليه وآله : إيّاكُم والظَّنَّ ، فإنَّ الظّنَّ أكْذَبُ الحَديثِ ، ولا تَحَسَّسوا ، ولا تَجَسَّسوا .
پيامبر خدا صلى الله عليه وآله : از گمان دورى كنيد ؛ زيرا گمان ، دروغترين سخن است . به سخنان مردم گوش فرا نداريد و عيبشان را پى‏جويى نكنيد .
عنه صلى الله عليه وآله : إنّي لَم اُؤمَرْ أنْ اُنقِّبَ عن قُلوبِ النّاسِ ولا أشُقَّ بطُونَهُم.
پيامبر خدا صلى الله عليه وآله : من مأمور نيستم كه دلهاى مردم را بكاوم و درونشان را بشكافم .
عنه صلى الله عليه وآله : لا تَطلُبوا عَثَراتِ المؤمنينَ ؛ فإنّ مَن تَتَبّعَ عَثَراتِ أخيهِ تَتَبّعَ اللَّهُ عَثَراتِهِ ، ومَن تَتَبّعَ اللَّهُ عَثَراتِهِ يَفْضَحْهُ ولو في جَوفِ بَيتِهِ .
پيامبر خدا صلى الله عليه وآله : لغزشهاى مسلمانان را نجوييد كه هر كس لغزشهاى برادرش را پى جويد خداوند لغزشهاى او را پيگيرى كند و هر كه را كه خداوند عيبجويى كند رسوايش سازد هر چند در اندرون خانه خود باشد .
عنه صلى الله عليه وآله : لا تَسألوا الفاجِرَةَ : مَن فَجَرَ بِكِ ؟ فكما هانَ علَيها الفُجورُ ، يَهونُ علَيها أنْ تَرميَ البَري‏ءَ المسلِمَ .
پيامبر خدا صلى الله عليه وآله : از زن بد كاره نپرسيد چه كسى با تو فسق كرد ؛ زيرا همان گونه كه براحتى مرتكب فحشا مى‏شود براحتى هم مسلمان بى‏گناهى را بدنام مى‏كند .

آفرینش خلقت در شش روز



بر طبق قرآن, آفرينش اين جهان در شش روز يا شش هنگام صورت گرفته است. اين موضوع در ۱۰ آيه شرح داده شده است
۱- سوره: ۷ , آیه: ۵۴
در حقيقت پروردگار شما آن خدايى است كه آسمانها و زمين را در شش روز آفريد سپس بر عرش [جهاندارى] استيلا يافت روز را به شب كه شتابان آن را مى طلبد مى‏پوشاند و [نيز] خورشيد و ماه و ستارگان را كه به فرمان او رام شده‏اند [پديد آورد] آگاه باش كه [عالم] خلق و امر از آن اوست فرخنده خدايى است پروردگار جهانيان
۲- سوره: ۲۵ , آیه: ۵۹
همان كسى كه آسمانها و زمين و آنچه را كه ميان آن دو است در شش روز آفريد آنگاه بر عرش استيلا يافت رحمتگر عام [اوست] در باره وى از خبره‏اى بپرس [كه مى‏داند]
۳- سوره: ۵۷ , آیه: ۴
اوست آن كس كه آسمانها و زمين را در شش هنگام آفريد آنگاه بر عرش استيلا يافت آنچه در زمين درآيد و آنچه از آن برآيد و آنچه در آن بالارود [همه را] مى‏داند و هر كجا باشيد او با شماست و خدا به هر چه مى‏كنيد بيناست .



۴- سوره: ۱۱ , آیه: ۷
و اوست كسى كه آسمانها و زمين را در شش هنگام آفريد و عرش او بر آب بود تا شما را بيازمايد كه كدام‏يك نيكوكارتريد و اگر بگويى شما پس از مرگ برانگيخته خواهيد شد قطعا كسانى كه كافر شده‏اند خواهند گفت اين [ادعا] جز سحرى آشكار نيست
۵- سوره: ۳۲ , آیه: ۴
خدا كسى است كه آسمانها و زمين و آنچه را كه ميان آن دو است در شش هنگام آفريد آنگاه بر عرش [قدرت] استيلا يافت براى شما غير از او سرپرست و شفاعتگرى نيست آيا باز هم پند نمى‏گيريد
۶- سوره: ۱۰ , آیه: ۳
پروردگار شما آن خدايى است كه آسمانها و زمين را در شش هنگام آفريد سپس بر عرش استيلا يافت كار [آفرينش] را تدبير مى‏كند شفاعتگرى جز پس از اذن او نيست اين است‏خدا پروردگار شما پس او را بپرستيد آيا پند نمى‏گيريد
۷- سوره: ۵۰ , آیه: ۳۸
و در حقيقت آسمانها و زمين و آنچه را كه ميان آن دو است در شش هنگام آفريديم و احساس ماندگى نكرديم
اين شش روز, در آيات زير شرح داده شده اند
۸- سوره: ۴۱ , آیه: ۹
بگو آيا اين شماييد كه واقعا به آن كسى كه زمين را در دو هنگام آفريد كفر مى‏ورزيد و براى او همتايانى قرار مى‏دهيد اين است پروردگار جهانيان
۹- سوره: ۴۱ , آیه: ۱۰
و در [زمين] از فراز آن [لنگرآسا] كوهها نهاد و در آن خير فراوان پديد آورد و مواد خوراكى آن را در چهار روز اندازه‏ گيرى كرد [كه] براى خواهندگان‏ درست [و متناسب با نيازهايشان] است
۱۰- سوره: ۴۱ , آیه: ۱۲
پس آنها را [به صورت] هفت آسمان در دو هنگام مقرر داشت و در هر آسمانى كار [مربوط به] آن را وحى فرمود و آسمان [اين] دنيا را به چراغها آذين كرديم و [آن را نيك] نگاه داشتيم اين است اندازه‏ گيرى آن نيرومند دانا
بعضيها با توجه به سه آيه بالا, ادعا مي کنند که جمع آفرينش در هشت روز بوده است و نه در شش روز و در نتيجه قرآن را داراي تناقض مي دانند اين در حالي است که مشخصا چهار روز اشاره شده در بالا , شامل دو روز اول نيز مي باشد و در نتيجه مجموع آنها باز هم شش مي ماندبنابراين به طور خلاصه مي توان اشاره كرد كه آفرينش در شش مرحله يا روز صورت پذيرفته است. در دو روز اول زمين و دنياي مادي آفريده شده است و بعد مواد مورد نياز حيات در دو روز بعدي خلق شده است. در نهايت در دو روز نهايي آفرينش آسمانها و حيات معنوي صورت پذيرفته است

کنایه‌های قرآنی در فرهنگ ایرانی

در این از مقاله؛به معرفی کنایه‌هایی خواهیم پرداخت که درباره داستان زندگی پیامبران(ع) است و از حوادثی که در زندگی آنها رخ داده یا صفات بارز ایشان و یا معجزات و کارهای مهمشان برگرفته شده است.این کنایه‌ها از رویدادهای زندگی پیامبران در قرآن کریم،گرفته شده است و بخشی قابل توجه از کنایه‌های قرآنی را در فرهنگ ایرانی تشکیل می‌دهد.شماری از این کنایه‌ها را در پیش دید خوانندگان گرامی قرار می‌دهیم.
۱) عمر نوح داشتن:عمر نوح،تعبیری کنایی از زندگی دراز و عمر طولانی است،منشأ این کنایه،عمر طولانی حضرت نوح(ع) است که در قرآن کریم،سوره عنکبوت،آیه ۱۴ بدان اشاره رفته است.بنابر گفته قرآن،حضرت نوح(ع) نهصد و پنجاه سال زیسته است.هر گاه در محاورات روزمره بخواهند به عمر دراز و به مدت طولانی زیستن اشاره کنند، با تعبیر عمر نوح از آن یاد می‌کنند.مانند:مگر کدام یک از ما عمر نوح خواهد کرد.(ارزیابی شتابزده،جلال آل احمد،ص ۱۲)
۲) طوفان نوح به پا کردن:کنایه از غوغا به پا کردن و داد و فریاد بسیار کردن و تغییرات ناگهانی و ترسناک آب و هوایی به انجام رسانیدن است.هر گاه بخواهند تحولات ترس آور یا حالات و برخورد وحشتناکی را بیان کنند،آن را به طوفان نوح تشبیه می‌کنند.مانند:مگه نمی‌شنوی که بمب می‌اندازن؟ می‌گن الان دنیا مثل طوفان نوح،«کن فیکون» می‌شه.(دید و بازدید،جلال آل احمد،ص ۱۱۴).منشأ این کنایه طوفانی است که در زمان حیات حضرت نوح(ع) برپا شد و ایشان به همراه یاران راستین خود،سوار بر کشتی نوح شده و از خطر طوفان نجات یافتند.
۳) ید بیضا داشتن:ید بیضا داشتن یا ید و بیضا داشتن،تعبیری کنایی است که از یکی از معجزات حضرت موسی(ع) برگرفته شده است.ید بیضاء،به معنای دست سفید و روشن است،هر وقت حضرت موسی(ع) دست در بغلش می‌گذاشت و بیرون می‌آورد،نوری از آن می‌تابید.ید بیضا داشتن در کاری، کنایه از قدرت بسیار داشتن در انجام کار و ید بیضا کردن،به معنای انجام کار شایان یا کار خارق العاده است.(فرهنگ سخن،ج ۸، ص ۸۵۲۲)مانند:تصور نمود که ید بیضا کرده است و مانند کبوتر «یا حق»،باد به غبغب انداخت(آسمان و ریسمان،جمالزاده،ص ۲۸)
۴) بت شکنی کردن:شکستن بت‌ها،کنایه از کاری بزرگ و مثبت و خارق العاده انجام دادن و یک تنه در برابر باطل سینه سپر کردن است.این کنایه برگرفته از عمل شکستن بت‌ها،توسط حضرت ابراهیم(ع) است.
۵) به «ثمن بَخس» فرو رفتن:ثمن بخس، به معنای قیمت کم و بهای ناچیز است.به ثمن بخس خریدن یا فروختن کنایه از بهای کم پرداختن و به قیمت ناچیز و کم ارزشی معامله کردن است.این کنایه گاهی با فعل خریدن،فروختن و مانند آن به کار رفته و گاهی بدون آن که به معنای بهایی ناچیز و کم ارزش است.منشأ این کنایه،حادثه‌ای در زندگی حضرت یوسف(ع) است،آنجا که کاروانی در حال عبور،دلوی به چاه انداختند و به جای آب،یوسف(ع) را از چاه بیرون آوردند.آنگاه او را در بازار به درهم‌هایی چند،فروختند،غافل از اینکه او شخصی ارزشمند و پر قیمت است.قرآن درسوره یوسف آیه ۲۰به این نکته اشاره فرموده است.هر گاه،بخواهند بگویند که چیزی را به بهایی کم و کمتر از ارزش واقعی فروخته‌اند،از این تعبیر استفاده می‌کنند.مانند:هر دم بیلی کارهای مالی دولت به این کار نیمه دولتی و نیمه مذهبی هم سرایت کرده است و املاک آستانه به ثمن بخس به تیول سرجنبانان آستانه در آمده است.(شرح زندگانی من،مستوفی،ج ۲، ص ۴۱)
۶) صبر ایوب داشتن:حضرت ایوب(ع)،یکی از پیامبران والا مقام الهی است و صبر ایوب،شکیبایی در بلا و پایداری در اطاعت و ستایش پروردگار است که در آیات قرآنی و در تفاسیر،بارزترین وجه شخصیت حضرت ایوب(ع) به شمار آمده است.صبر ایوب به معنای شکیبایی بسیار زیاد و صبر و تحملی فوق العاده،هم چون مبری که حضرت ایوب(ع) داشت،می‌باشد. (کتاب کوچه، ج ۳، ص ۱۲۱۵)هر گاه بخواهند صبر و شکیبایی بی‌مثال کسی را بیان کنند،به صبر ایوب تعبیر می‌کنند.مانند:خیلی جدّی بود اما نه تنگ نظر.دل دریایی داشت و صبر ایوب،نمونه کامل یک عمر مبارزه سیاسی.(ارزیابی شتابزده،آل احمد،ص ۲۴۸)
۷) بضاعت مزجات آوردن:بضاعت به معنای سرمایه،مال و مال التجارة است و «بضاعت مزجات»، به معنای مالی اندک و سرمایه کم است.بضاعت مزجات آوردن کنایه از آوردن یا داشتن سرمایه و توشه‌ای اندک در مقابل مالی فراوان و عظمتی بسیار است،منشأ این کنایه،بخشی از زندگی حضرت یوسف(ع) است هنگامی که او بر مسند ریاست بود و برادرانش برای دریافت کمک آمده بودند و عرضه داشتند که ای عزیز ما بضاعتی مزجات آوردیم.این مطلب در آیه ۸۸ سوره یوسف(ع) آمده است.
۸) مسیحا نفس بودن:مسیحا نفس بودن و دم مسیحایی داشتن،ویژگی حضرت عیسی(ع) است که در آیات مختلفی از قرآن کریم به این ویژگی بارز اشاره شده است.مسیحا نفسی،ویژگی هر کسی است که همچون عیسی مسیح،صاحب نفس شفا دهنده باشد و دم او بیماران را شفا داده و مردگان را زنده نماید. اصطلاحاً به اولیای کامل الهی نیز «مسیحا دم» می‌گویند.
۹) مثل پیراهن یوسف:گاه در گفتگوهای روزانه،می‌شنویم که کسی درباره نتیجه معکوس دادن دلیل و مدّعای خود یا دیگری این گونه می‌گوید:دلیل،یا شاهد فلانی،شده مثل پیراهن یوسف.منظور از این عبارت،این است که دلیل یا شاهد،به جای نفع رساندن،زیان رسانیده است.معمولاً عبارت مثل پیراهن یوسف(ع)،درباره سندی گفته می‌شود که برای دفاع از خود یا به قصد اثبات تقصیر کسی ارائه شود و نتیجه معکوس به بار آورد.آن گونه که پیراهن یوسف(ع) را یک بار برادرانش سند مرگ او قرار دادند و با روشن شدن دروغ آنها و کشف واقع،خجلت زده شدند و یک بار ذلیخا پیراهن یوسف(ع) را دلیل بر جنایت او قرار می‌دهد و در نهایت خود رسوا می‌شود.(کتاب کوچه،ج ۸، ص ۹۷۸)
۱۰) پیراهن یوسف آوردن:کنایه پیراهن یوسف آوردن،اشاره به بخشی از داستان حضرت یوسف در قرآن کریم است که یوسف(ع) پیراهن خود را به برادرانش می‌دهد تا برای پدرش ببرند و این پیراهن با رایحه خوشش،سبب روشنی چشم حضرت یعقوب(ع) می‌شود.این کنایه به معنای کاری فوق العاده و ارجمند و سزاوار آفرین و مرحبای بسیار،انجام دادن است.که البته تعبیر را در مفهوم مخالف آورده و در مورد کسی می‌گویند که مختصر کاری انجام داده و منّت بسیار دارد.(کتاب کوچه، ج ۳، ص ۱۳۶۰)مثل اینکه کسی بگوید:فلانی چنان رفتار می‌کند،مانند کسی که پیراهن یوسف آورده باشد.به این معنا که کار چندان با ارزشی انجام نداده،ولی کار خود را بزرگ و مایه فخر می‌داند.

منبع:خبرگزاری فارس

بیان قرآن در حوزه اقتصاد اسلامی

تفاوت اساسي اقتصاد اسلامي با ساير مكاتب اقتصادي در اين است كه اقتصاد اسلامي بر وحي مبتني است در حالي كه نظريه‌پردازان اقتصاد سرمايه‌داري حول محورهاي مطلوبيت، سود و رفاه مادي مي‌چرخند در نظريه اقتصاد سرمايه‌داري مبناي رفتار انسان در جايگاه مصرف‌كننده، حداكثر سازي مطلوبيت و در جايگاه توليدكننده بهينه‌سازي توليد به هدف حداكثر كردن سود است. افق زماني در اقتصاد سرمايه‌داري، كوتاه مدت است، از معاد و توجه به آخرت اثري ديده نمي شود نگرش به خالق مبتني برفلسفه رئاليسم و قطع رابطه با مبدأ است. نقش خالق به حدّ سازنده ساعت استراسبورگ كاهش يافته كه پس از ساخت و تنظيم آن را رها كرده است. به رفتارهاي انسان بريده از مبدأ و معاد و به صورت بخشي توجه مي‌شود در حالي كه اقتصاد اسلام در همه مراحل توليد وتوزيع و مصرف، انسان را به مبدأ و معاد متوجه مي‌نمايد و راه تكامل مادي و معنوي را براي بشر هموار مي‌سازد. سؤالي كه ذهن بسياري از پژوهشگران را به خود واداشته اين است كه آيا قرآن كه تبيان كل شي است آيا در زمينه اقتصاد هم اشارتي دارد يا خير؟ برخي از محققين در پاسخ اين سؤال به آياتي كه از منابع توليد مثل زمين و آب و ... نام برده شده و يا آيات زكات اكتفا نموده‌اند و رابطه قرآن و اقتصاد را در همين مقدار كه قرآن به كلياتي از مسائل اقتصاد اشاره دارد مي‌دانند لكن با تأمل بيشتر، شاهد هدايت قرآن در صحنه فعاليت‌هاي اقتصادي خواهيم بود كه به جهت اعتقاد به ذكر يك آيه در هر مورد بسنده مي‌نمائيم. 1 . تجلي توحيد در اقتصاد: قرآن همه منابع و ابزارهاي توليد و فرايند شكل‌گيري آن را مخلوق خدا مي‌داند، « و هو الذي يرسل الرياح بشراً بين يدي رحمته... »[1]. و اوست كه بادها را پيشاپيش (باران) رحمتش مژده رسان مي فرستد... . 2 . توجه به معاد در اقتصاد: بنابر تأكيد قرآن اعمال انسان در روز قيامت ارزيابي و محاسبه مي‌شود و هر كس متناسب با رفتارش در دنيا جزا مي‌بيند ترس از عذاب اخروي در تصحيح رفتارهاي انسان از جمله رفتارهاي اقتصادي او مؤثر است. « ويل للمطففين... الا يظّن اولئك انهم مبعوثون ليوم عظيم »[2]. واي بر كم فروشان... آيا
آنها گمان نمي‌كنند كه در قيامت برانگيخته مي‌شوند. 3 . عدالت در فعاليت‌هاي اقتصادي اصل عدل در آيات متعدد قرآن همراه با مسئله توحيد و نبوت و معاد مورد اشاره قرار گرفته است و در مسائل اقتصادي نيز به آن توصيه گرديده است. « الّا تطغوا في الميزان و اقيموا الوزن بالقسط و لا تخسروا الميزان »[3]. تا مبادا از اندازه در گذريد و وزن را به انصاف برپا داريد و در سنجش مكاهيد. 4 . اقتصاد در پرتو تزكيه: وقتي به تصرف در نعمت‌هاي الهي سفارش مي‌كند به دنبال آن به رعايت تقوا مي‌خواند. « و كلوا ممّا رزقكم الله حلالاً طيباً و اتقوا الله الذي انتم به مؤمنون »[4]. و از آنچه خداوند روزي شما گردانيده حلال و پاكيزه را بخوريد و از آن خدائي كه بدو ايمان داريد پروا داريد. 5 . نگرش به ثروت: اگر چه علاقه به مال و ثروت براي انسان فطري است لكن قرآن او را به ثروت آخرت هم متوجه مي‌سازد. « زين للناس حب الشهوات من النساء... ذلك متاع الحيوة الدنيا و الله عنده حسن المأب »[5]. دوستيِ خواستنيهاي گوناگون از زنان براي مردم آراسته شده... (ليكن) اين جمله مايه تمتع زندگي دنياست و (حال آنكه) فرجام نيكو نزد خداست.

قرآن ثروتي راكه مالك آن را فضل الهي بداند و از آن به ديگران نيز نفع برساند مورد تحسين قرار مي‌دهد. و از سوي ديگر سليمان و داود و ذوالقرنين به نيكي ياد مي‌كند كه مي‌گويند «هذا رحمة من ربّي» و با نگرش قارون و فرعون كه مي‌گويند:« قال انّما اوتيته علي علم عندي »؛[6] به مبارزه برمي‌خيزد.(قارون) گفت: اين ثروت را بوسيله دانشي كه نزد من است بدست آورده ام... . 6 . تشويق به توليد قرآن پي در پي آمدن ليل و نهار را ايجاد زمينه براي حركت و توليد به حساب مي‌آورد جمله لتبتغوا من فضله در آيات بسياري تكرار شده است. « و من رحمته جعل لكم الليل و النهار لتسكنوا فيه و لتبتغوا من فضله و لعلكم تشكرون »[7]. و از رحمتش برايتان شب و روز را قرار داد تا در اين (يك) بيارميد و (در آن يك) از فزون بخشي او (روزي خود) بجوئيد باشد كه سپاس بداريد. 7 . فراواني منابع دنيا بر خلاف ديدگاه اقتصاددانان كه منابع اقتصادي را محدود و آينده را تيره و تار مي‌بينند قرآن از منابع نامحدود سخن مي‌گويد « اتاكم من كل ما سألتموه و ان تعدُّوا نعمت الله لا تحصوها »[8].و از هرچه از او خواستيد به شما عطا كرد و اگر نعمت خدا را شماره كنيد، نمي توانيد آن را بشمار در آوريد. 8 . عوامل توليد: قرآن در آيات متعدد انسان‌ها را به تفكر و تدبير در فرايند شكل‌گيري عوامل توليد فرا مي‌خواند « و انزلنا من السماء ماء بقدر فاسكنّاه في الارض و انا علي ذهاب به لقادرون فانشأنا لكم به جنات من نخيل و اعناب لكم فيها فواكه كثيرة و منها تاكلون و شجرة تخرج من طور سيناء تنبت بالدهن و صبغ للآكلين »[9]. و از آسمان، آبي به اندازه (معين) فرود آورديم، و آن را در زمين جاي داديم، و ما براي از بين بردن آن مسلماً توانائيم ـ پس براي شما بوسيله آن باغهائي از درختان خرما و انگور پديدار كرديم كه در آنها براي شما ميوه هاي فراوان است و از آنها مي خوريد. ـ و از طور سيناء درختي بر مي آيد كه روغن و نان خورش براي خورندگان است. و در مورد داود تعليم ساختن زره را به او مورد اشاره قرار مي‌دهد. « و النّا له الحديد ان اعمل سابغات و قدّر في السرد » [10]. و آهن را براي او نرم گردانيديم ـ (كه) زره هاي فراخ بساز و حلقه ها را درست اندازه گيري كن. 9 . سرمايه‌گذاري در داستان حضرت يوسف از برنامه‌ريزي بلند مدت پانزده ساله در سرزمين مصر و تهيه عوامل توليد و به كارگيري آن در انباشت گندم درون انبارهاي ساخته شده، سخن به ميان آمده است. « قال تزرعون سبع سنين... و فيه يعصرون »[11].گفت هفت سال پي در پي مي كاريد... و در آن آب ميوه مي گيرند. 10 . بهره‌وري قرآن يكي از عوامل مؤثر در بهره‌وري را اعتقاد به خدا و تقوي معرفي مي‌نمايد « ولو ان اهل القري آمنوا و اتقوا لفتحنا عليهم بركات من السماء و الارض... . »[12]. و اگر مردم شهرها ايمان آورده و به تقوا گرائيده بودند، قطعاً بركاتي از آسمان و زمين برايشان مي گشوديم. 11 . موانع توليد و رشد قرآن مجيد كفران نعمت، اعراض از خدا، كفر، طغيان، ظلم، فسق، خوردن مال ديگران و.... از عوامل كاهش و سلب نعمت مي‌شمارد. « و ضرب الله مثلاً قرية كانت آمنةً مطمئنّةً ... فاذاقها الله لباس الجوع... يصنعون »[13]. و خدا شهري را مثل زده است كه امن و امان باشد... و خداوند هم به (سزاي) آنچه انجام مي دادند، طعم گرسنگي را به (مردم) آن چشانيد. 12 . رعايت ارزشها در توليد در توليد فراورده‌اي گوشتي ذكر نام خدا به عنوان يكي از مسائل شرعي مورد تأكيد قرار گرفته است. « و لاتاكلوا ممّا لم يذكر اسم الله عليه...» [14]. و از آنچه نام خدا بر آن برده نشده است مخوريد... . 13 . نقش وحي در توليد از آيات قرآن مي‌توان استفاده نمود كه صنعت كشتي‌سازي، زره‌سازي، ذوب فلزات، ريخته‌گري و... با اتكاء به منبع وحي به بشر آموزش داده شده است. « و اصنع الفلك باعيننا و وحينا »[15].كشتي را در حضور ما و مطابق وحي ما بساز. « و علّمناه صنعة لبوس لكم »[16]. به خاطر شما ساختن زره را به او تعليم داديم. 14 . جنبه‌هاي منفي غنا و ثروت اكثر مفاسد اجتماعي از قشرهاي مرفّه سرچشمه مي‌گيرد و آنان همواره در صف اول مبارزه با انبياء بوده‌اند. « ولو بسط الله الرزق لعباده لبغوا في الارض... »[17]. و اگر خدا روزي را بر بندگانش فراخ گرداند،‌ مسلّماً در زمين سر به عصيان بر مي دارند... . 15 . مسئوليت دولت در توزيع ثروت يكي از مسئوليت‌هاي دولت اسلامي گرفتن زكات و خراج و انفال و ... و توزيع آن بين اقشار آسيب‌پذير جامعه است. « ما افاء الله علي رسوله من اهل القري فلله و للرسول ولذي القربي و اليتامي... . »[18]. آنچه خدا از (دارائي) ساكنان آن قريه ها عايد پيامبرش گردانيد از آنِ خدا و از آنِ پيامبر (او) و متعلّق به خويشاوندان نزديك (او) و يتيمان و... . 16 . توزيع تكويني ثروت قرآن تصريح مي‌كند كه خداوند روزي را براي هر كس از بندگانش بخواهد گسترده يا محدود مي‌سازد « له مقاليد السموات و الارض يبسط الرزق لمن يشاء »[19]. كليدهاي آسمانها و زمين از آنِ اوست براي هر كس كه بخواهد روزي را گشاده يا تنگ مي گرداند. 17 . پرداخت زكات در قرآن زكات به موارد مختلف اعم از انفاقات واجب و مستحب اطلاق شده است و نقش آن در توزيع ثروت بر كسي پوشيده نيست و خداوند آن را در آيات متعدد كنار نماز قرار داده است پرداخت آن دليل بر تقوي شمرده شده است. « الذين يؤمنون بالغيب و يقيمون الصلوة و مما رزقناهم ينفقون »[20]. آنان كه به غيب ايمان مي آورند و نماز را برپا مي دارند و از آنچه به ايشان روزي داده ايم انفاق مي كنند. 18 . كفارات (مجازات‌هاي مالي) يكي از عوامل مؤثر در توزيع ثروت مجازات‌هاي مالي است كه خداوند در موارد خاصي از قبيل قتل، حنث نذر، عهد افطار روزه رمضان و .
مركز مطالعات و پژوهش هاي فرهنگي حوزه علميه
--------------------------------------------------------------------------------


[1] . اعراف، 57 [2] . مطففين، 1 ـ 5 [3] . الرحمن، 8 ـ 9 [4] . مائده، 88 [5] . آل عمران، 14 [6] . قصص، 78 [7] . قصص، 73 [8] . ابراهيم، 34 [9] . مؤمنون، 20 ـ 18 [10] . سبأ، 11 ـ 10 [11] . يوسف، 49 ـ 47 [12] . اعراف، 96 [13] . نحل، 112 [14] . انعام، 121 [15] . هود، 37 [16] . انبياء،80 [17] . شوري، 27 [18] . حشر، 7 [19] . شوري، 12 [20] . بقره، 3
Template Designed by Douglas Bowman - Updated to New Blogger by: Blogger Team
Modified for 3-Column Layout by Hoctro
All rights reserved to : فکر نو